تبليغاتX
دستم را بگیر
 

   خیال نوشتن نداشتم....ولی انگار باید....شاید کمی با تو صحبت کنم...هرچی که خودِ دلم گفت...

 

اول سلام!

تو ماندی و ما آمدیم...ما یک سال ! بی تو آمدیم...از بیستم دی ماه ِ هشتاد و پنج تا امروز...

ذهنم پر است از عکس های آن روزها، لحظه لحظه اش ثبت شده...چهره ها...فراموششان نمی کنم...

لبخندت را فراموش نمی کنم....چشمان ِ مهربانت را فراموش نمی کنم....

نگاه ِ دلجویانه ات را....

آرزوهای قشنگت را....

قدم های استوارت را....

فراموش نمی کنم....

به خوابم بیا...به خوابم که می شود؟ نمی شود؟

می گم خودمونیما، خیلی خوشگلی! یعنی از اون دایی خوش تیپ هایی! یادت میاد همیشه به من چی

می گفتی؟ اون وقتا که موهام بلند بود؟ می گفتی:موهاتو با من عوض می کنی؟واسه فوتبال می خوام!

بعد ادای ِ هِد زدن درمی آوردی و می گفتی که خیلی حال می ده!

می گم اون کتونی خوشگل هات .....با اون بولوز آبیه....آره همه مون خیلی دوسشون داشتیم، راست

می گم...نه اینکه فکر کنی الان دارم می گما...همیشه می گفتیم که خیلی بهت میان!

اون فسیل ها روهم که برام آوردی، کلی ذوق کردم!از اینکه حواست بود واسه من چی بیاری!

 

حرف که زیاد هست، خودت می دونی...

 

                           واسه ما دعا کن و اینکه یادت نره بیای به خوابم....منتظرم...

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 20 دی1386ساعت 1:39  توسط سارا  | 

 

 

   مدت هاست این فکر ناراحتم می کنه که تو روزگار ما، همه چی داره ارزش خودشو

از دست می ده و جای خیلی چیزا با متضادشون عوض می شه. حتما ً زیاد شنیدین یا شاید

خودتون هم به کار برده باشین که  « وای! فلانی دیگه زیادی خوبه  » !!!

چی؟؟!!! مگه خوبی حد هم داره که یکی زیادی خوب باشه و تازه این « زیادی» خوب بودنش

یه « نقص » شخصیتی هم محسوب بشه؟

   این چند وقته هم این قدر توی وبلاگ ها و این ور و اون ور، نظرات و مطالب عجیب و غریب

خوندم و دیدم و شنیدم که مغز بیچاره  ام حسابی قاطی کرده!

- عشق کیلو چنده؟ حالتو ببر...

- تعهد؟! ...چه مزخرفاتی!...

- مسئولیت؟ صداقت؟....برو بابا دلت خوشه! الان دیگه این چیزا مد نیست.

- انسانیت؟ وفا؟ نوع دوستی و کمک؟...این حرفای زشت چیه می زنی؟!

- نجابت؟ پاکدامنی؟ عفت؟....اوه....چه اُمُل !!!!

 

   شاید هم باید خوشحال باشم که دارم تو روزگاری زندگی می کنم که همه «روشن فکر» اند و

معتقد به « آزادی » انسان!

پ. ن:کاری به علل و ریشه ها و عوامل موثر و دست های بیگانگان و.....ندارم.

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 12 دی1386ساعت 13:23  توسط سارا  |